خرید بک لینک

دانشگاه مازندران ـ دانشكده هنر و معماري

رشته صنايع دستي

استاد راهنما :

جناب آقاي دكتر مصطفي رستمي

تهيه و تنظيم :

مينا كمال زاده

سال تحصيلي 85 ـ 84

ثناي خـدا :

به نام خدايي كه هنرمندي اش بارز است و ديده از دركش عاجز،

خدايي كه زينت آدمي را علم قرار داد و اسباب رسيدنش را حلم،

خدايي كه زمين و زمان از اوست و ستايش خلقي بر درگه اوست،

خدايي كه انديشه امان وامدار از كرامتش باشد و قلم فرسايي امان از سر عنايتش.

پس :

سزد كه نامش، همواره متصل به زبان باشد و يادش هميشه به نهر دل روان.

و رواست : ترنم مدادم اين زمزمه كه

خدايا دلي ده حقيقت شناس

زباني سزاوار حمد و سپاس

تقدير و سپـاس:

گرچه در لسانم ، ياراي بيان واژه هايي سزاوار و شايسته نيست. و گرچه انديشه ي خام و قلم الكِن من، نمي تواند نمايانگر گوشه اي از آن همه ياري و همدليِ دوستان و ياران و آشناياني باشد كه به نوعي مرا در تحقيق و تاليف اين مجموعه ياري نموده اند، و گرچه تنگدستي انديشه و بي بضاعتي واژه هايم ، همواره مايه ي سرافكندگي و شرمندگي اين حقير است ، اما با اين همه ، وظيفه حكم مي كند كه پس از حمد و ثناي بي حد خداي مهربان ، تقدير و سپاس خالصانه خود را نثار استاد گرانقدر و ارجمندم جناب آقاي رستمي نمايم كه با راهنماييهاي مهربانانه و بي دريغ خود ياور اصلي من درتنظيم اين مجموعه بوده اند.

و با تقدير و تشكر از ياري و همكاري صميمانه مسئولين محترم كتابخانه آستان قدس رضوي و همه عزيزاني كه به نحوي مرا در تاليف و تحقيق ياور بوده اند.

براي تمامي اين عزيزان پيروزي هر روزه اشان را از درگاه احديت مسئلت مي نمايم.

پيشگفتـار :

به نام خداي هنر آفرين

نوشتن از هنر كار ساده اي نيست وليكن تحقيق و تفحص به منظور دستيابي به « مرواريد دانايي» آن هم در عمق اقيانوس گسترده اي چون هنر، به مراتب مشكل تر و سخت تر است . اما اگر عشق در اين تفحص چاشني اراده ي آدمي گردد، ديري نخواهد پاييد كه درهاي درخشان معرفت يكي، پس از ديگري سر از صدف پنهان خود بيرون مي آورند و چونان چراغي، ظلمات جهل و ابهام را به رنگِ نور و روشنايي مزين مي سازند. اما قصه هنر، قصه ي گمنامي است. قصه مرواريد هاي درخشاني كه از غربتشان سالياني دراز مي گذرد. قصه هنر است، هنري كه با تمام گستردگي خود در پاره اي از شاخه ها و در برخي جهات بسيار گمنام و غريب است. به گونه اي كه امروزه شايد كمتر نام و يادي از آن هنرهايي شده كه يك زمان در اوج بوده اند و پس از گذشت زمان به دليل برخي مسائل مورد بي مهري قرار گرفته اند و آفتاب شهرتشان از لب بام دنياي هنر پريده است.

محققي كه پيرامون مسائل هنري كنكاش و تحقيق مي كند هميشه در پي كشف اين ناشناخته هاست. مي خواهد پنجره اي بگشايد به دنياي گمنامي ها و غربت هنرهاي متداول پيشين و منسوخ امروزه . از اين رو با غور در متون گذشته و آثار به جاي مانده از آن هنر خاص كه به عنوان يادگارهايي ارزشمند در دل موزه هاي داخل و خارج جا خوش كرده اند، ريشه هاي پيدايش آن را بررسي و پس از آگاهي از چگونگي تولد و تحول آن ، به علل فراموشي و انحلال آن مي پردازد.

براي بسياري شايد اين گونه تحقيقات ، تحقيقاتي ناخوشايند و بي مورد و گاه بي منفعت به حساب آيد، چه كه بر اين باورند هنري كه به عللي منسوخ گرديد و ديگر آنگونه كه بايد و شايد مورد بهره وري قرار نمي گيرد و ديگر طرفداران و پيرواني ندارد چه سود آنكه به بيان و تشريح و مقام و منزلت و جايگاه پيشين بپردازيم و چه منفعت آنكه چگونگي ساخت و آفرينش و تحولش را رقم سازيم و چه تاثيري خواهد گذاشت ، اگر از غربت و گمنامي و غريبي اش، سوگواري بسرائيم و فرياد فراموشي را سر دهيم ، آيا اينهمه باعث احياء مجدد حيات ارزشمندي كه داشته است خواهد شد. آيا بازگشت مقام و منزلت و ارزشش مهيا مي شود؟ در پاسخ تفكران اين گونه شبه محققان بايد اين نكته را ارزاني داشت كه سخن از هنري گرچه منسوخ گفتن خود هنري است چونان ساير هنرهاي ديگر. بدين معنا كه در ميان انبوه هنرهاي زنده ي امروزي اگر يادي از هنرهايي شود كه امروزه حياتشان به ممات گراييده است، ارزشش اگر بيشتر از تعبير و تفسير هنرهاي مدرن امروزي نباشد كمتر نخواهد بود. بايد دانست آنچه هويت ما را تا به امروز محفوظ و محكم و تاثيرگذار باقي گذارده است همان آثار به جاي مانده از هنرهايي است كه در زمانهاي پيشين به مرحله آفرينش رسيده اند.

آنچه در پيش روست، در واقع به همه آن هدفهايي ارائه مي شود كه در بالا به نوعي اشاره شد. نيت ارائه اين مطالب، بازشناسي و يادآوري گونه اي از هنري است كه از ديرباز در ايران زمين رايج بوده و زماني ، روزگاراني پرشكوه را سپري كرده است، صحبت از هنر خطير و گهربار « قلمدان سازي » است. اگرچه امروزه اين هنر از قالب توجه و اهميت عمومي خارج شده است، وليكن همچنان از جمله آثار ارزشمند و مورد احترام هنر دوستان و هنرشناسان داخل و خارج مي باشد. بدين لحاظ سعي شد كه در راه اين تحقيق و تاليف ، از غني ترين منابع و معتبرترين تصاويري بهره گرفته شود كه سنديت هنري آنان پيش از اين صادر شده باشد تا خللي در صدق و اعتبار اين نوشته ها ايجاد نگردد.

اگرچه درباره ي اين هنر منابع و مطالب از پيش نوشته شده و غني و معتبر، بسيار محدود و انگشت شمار بوده كه گاه دست يافتن به آنان نيز مستلزم پشت سر نهادن بسياري از مسائل حاشيه اي و دست و پاگير بود.

آرزو مي نمايم كه در شريان وزش نسيم لطف و توجه و عنايت شما به اين مجموعه ، گوشه اي از غبار فراموشي هنر ارزنده « قلمدان سازي » زدوده گردد ، چه كه گراميداشت و پاسداري از آنچه به عنوان ميراث فن آفرينان ايران زمين مطرح است، به همه هنر دوستان و هنرمندان و هنرشناسان امري لازم و حتمي است.

با سپاس

مينـا كمـال زاده


برچسب: نویسنده: نگار محمدپور تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 15:56

صفحه بندی